يکی بود يکی نبود
زير گنبد کبود
پيرزنک نشسته بود
ساق پاش شيکسته بود
ساق پاش شيکسته بود
مچبند سبز هم بسته بود
پيرزن ميگفت: عجب باتومی بود!
پيرزن ميگفت: عجب باتومی بود!
کوفتی از يک جنس نامعلومی بود
يارو ترسيده و گيجگمونم مال بسيج
بهش-ام گفتم نزن قربونتم
يارو ترسيده و گيجگمونم مال بسيج
بهش-ام گفتم نزن قربونتم
من جای مادرتم، ننجونتم
ولی اون مادر و ننجون نميخواست
ولی اون مادر و ننجون نميخواست
هيچچی غير ريختن خون نميخواست
پيرزن ناله ميکرد، ناله و آه
پيرزن ناله ميکرد، ناله و آه
خدا-رم شکر ميکرد گاه به گاه!
پيرزن ميگفت ولی وا نميدم
پيرزن ميگفت ولی وا نميدم
تودلم وحشتیرو جا نميدم
چرا من بايد بترسم
چرا من بايد بترسم
که نه دزدم و نه جانی
نه فقيه پادگانی
چرا من بايد بترسم
نه فقيه پادگانی
چرا من بايد بترسم
که نه اهل کودتايم
نه تو باند مجتبايم
نه پی بهره و صرفی
نه پی بهره و صرفی
گاهی نطقی گاهی حرفی
…
يکی بود يکی نبود
…
يکی بود يکی نبود
زير گنبد کبود
پيرزنک نشسته بود
ساق پاش شيکسته بود
مچبند سبز هم بسته بود
پيرزن گفت
پيرزن گفت
چرا من بايد بترسم؟
نيروی انتظامی بايد بترسه
که پر از ننگ شده
با من پيرزنک هم وارد جنگ شده
پيرزن ميگفت تماشا بکنين:
پيرزن ميگفت تماشا بکنين:
لشگر پيکار اومده!
سرتيپ و سردار اومده!
ناپلئون ِ دلدار اومده!
نادر افشار اومده!
اومده باتوم بکوبه توسر پيرزنک!
اومده باتوم بکوبه توسر پيرزنک!
توی يک دشت بزرگ نه؛کنج ميدون ونک!
پيرزن گفت ميدونين:
پيرزن گفت ميدونين:
چرا اينجا بشينم ناله کنم
نالهی پير نودساله کنم
من جوونهارو ديدم کلی جوون شدم ننه
من جوونهارو ديدم کلی جوون شدم ننه
عاشق راهپيمائی در خيابون شدم ننه
من چشای ندا-رو ديدم، بادوم ميخواد دلم
من چشای ندا-رو ديدم، بادوم ميخواد دلم
پيکر بچههامو ديدم باتوم ميخواد دلم
اگه يک باتوم ديگه بخورم چطو ميشم؟
اگه يک باتوم ديگه بخورم چطو ميشم؟
فوق فوقش دوباره ولو ميشم
يه وقتم ديدی هپل هپو ميشم!
من ميرم تظاهرات
من ميرم تظاهرات
مبادا نيروی انتظامی بيکار بمونه
بذارين با انگليس مشغول پيکار بمونه
آخه من آمريکا و انگليسم
آخه من آمريکا و انگليسم
تو کار وات ايز دت و وات ايز ديسم
پيرزن گفت من ميرم تظاهرات
پيرزن گفت من ميرم تظاهرات
تا اونا عقدهشونو رو سر من خالی کنن
وجودم ناقص بشه
بعضيا خوشحالی کنن
يکی بود يکی نبود
يکی بود يکی نبود
زير گنبد کبود
پيرزنک واستاده بود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر