۱۵ تیر ۱۳۸۸

عرصه سیمرغ نه جولانگه توست... جوابیه به مهملات انصار در مورد استاد شجریان - قسمت اول

جناب آقای موزونی سلام علیکم
هر دو مطلب شما راجع به استاد بی‌ همتای موسیقی‌ ایران را با تاسف خواندم، متأسفم از اینکه در بهترین حالت می‌توان مطالب شما را در ردیف نطق‌های احساساتی‌، بی‌ منطق، تهدید آمیز، و پر از توهین دوستانتان در کیهان، انصار، رسالت و هیات دولت به شمار آورد.جوابیه‌ای تهیه کرده‌ام که جهت تنویر افکار عمومی‌ آنرا منتشر می‌کنم
راجع به مسائل شخصی‌ استاد هم ایشان اگر صلاح بدانند پاسخ خواهند گفت. بر من و شما فرض نیست در احوال شخصی‌ کسی‌ تجسس کنیم و او را تهدید به افشا گری نماییم. امیدوارم اینقدر انصاف در وجودمان مانده باشد. نمیدانم چرا ناگهان به یاد بگم، بگم‌های رئیس دولت افتادم

فرموده بودید
مطلبی که در خصوص رفتار نابخردانه شجریان نوشتم، درست مانند این بود که برای گردهمایی اوباش و خس وخاشاکی که در فتنه سبز، میان هواداران موسوی پنهان شده بودند «فراخوان» داده باشم، در فضای سایبر، یک موج «لجن‌پراکنی» بر علیه نگارنده به راه افتاد، ده‌ها وبلاگ و سایت جورواجور، گویی که مقدسات و محرمات خانوادگی‌شان به خطر افتاده باشد، توهین و فحشی نبود و نماند که نثار بنده نکنند، عجیب‌تر اینکه همگی آنانی که مدام، نظام و دولت نهم را به تقدیس‌گرایی متهم می‌کنند، شجریان را چنان در زر ورق قداست پیچیده وآنکارد کردند که لحظه‌یی به یاد حملات دوم خردادی‌ها در دوران سیاهشان به معصومین و بعضا ذات اقدس پروردگار در روزی‌نامه‌هایشان افتادم
این فراز از مطلب شما با اینکه خیلی‌ تلاش داشتید خود را منطقی‌ بنمایانید به طرز عجیبی‌ شبیه فرمایشات سر کار خانم رجبی و رئیس دولت نهم است. ببینید چگونه تمام مخلفانتان را فتنه گر، خس و خاشاک و لجن پراکن میخوانید. همینجا اضافه کنم شبیه خانم رجبی یا رئیس دولت نهم بودن مشکل شما نیست، چون لا اقل آنها شجاعانه چهره واقعی خود را نشان میدهند، مساله شما اینست که شما در متنتان سعی‌ دارید خود را منطقی‌ جلوه دهید در حالی‌ که تکلیف مخالف خود را از همان ابتدا با صفاتی که به او نسبت میدهید، مشخص فرموده اید.
مضاف بر این خواستم بپرسم وقتی‌ کسی‌ این میزان از اقبال مردم را با خود دارد که خود جوش این گونه تمام قد پاسخ توهین ها را میدهند، آیا این خود نشان دهنده مردمی بودن او نیست. این را مقایسه فرمایید با میزان دفاعیات همین مردم از مثلا آقای احمدی نژاد. حتی میتوانید به کامنت‌های رسیده برای سایت‌های اصول گرا سر زده میزان مردمی بودن دوستان خود را بسنجید

از جناب ضرغامی در خواست فرموده اید که
جناب ضرغامی، ماه رمضان نزدیک است، شما را به خون شهدای رسانه قسم، در این فقره بدون اغماض باشید و ربنای شجریان را پخش نکنید، چرا که بعد از رفتار زننده‌یی که از او سر زده و به ملت و رییس‌جمهور توهین نموده است، پخش ربنای او نه تنها تحقیر ملی است، بلکه درست حکم همان تکبیرهایی را دارد که با فرمان بی‌بی‌سی و صدای امریکا بلند می‌شد
داوری در مورد اینکه ربنا پخش شود یا نه بر عهده شما نیست. گر چه جناب ضرغامی نشان داده است که در کج سلیقگی از اسلاف خود چند قدمی‌ پیش است، اما هنوز نتوانسته حسن سلیقه را از مردم بگیرند. مردم سی‌ و چند سال است که نشان داده ا‌ند که این ندای آسمانی را با جان و دل دوست دارند و این با فرامین شما خدشه بر نمیدارد. اجازه بدهید تصمیم راجع به تحقیر ملی‌ با مردم باشد. این یکی‌ را لا اقل به آنان ببخشایید

متعجبم! چرا بعضی متوجه تحقیر رندانه‌یی که شجریان، در ارتباط با «ربنایش» نسبت به ملت روا می‌دارد نیستند؟ چه می‌خواهم بگویم؟ ....همه شنیده‌ایم که شجریان عنوان نموده که «ربنایش» را همین‌طوری و تمرینی خوانده و بدون اجازه و خبرش سر از آنتن ملی درآورده
نکته بسیار مهمی را اشاره فرمودید باید بپرسم شما چه کردید هنگامی که دوستان شما پروژه‌های قبلا راه اندازی شده را دوباره راه اندازی نموده و ۲۴ ساعته و بی‌ وقفه منت بر سر ما میگذارند. با این تحقیر‌های ملی‌ که دیگر از فرط روزمرگی عادی شده ا‌ند چه باید کرد. دانش آموز دبستانی که در آشپز خانه انرژی اتمی‌ کشف کرد کجاست؟ واکسن ایدز چه شد؟ هاله نور هنوز هست یا به سرقت رفته است؟ نامه تونی بلر و عذر خواهی‌ رسمی‌ ایشان هنوز نرسیده؟ عجیب که اینها را نمی بینید. چه خوب بود تذکری به آنها هم میدادید و بی‌ طرفی‌ خود را ثابت میفرمودید

هشدار دادید که
از آنجا که حجم بسیار بالایی از مجادله و مقابله و مناظره و مشاجره‌های اینترنتی درون فضای سایبر، بین موافقان و مخالفان این نوشته رویداده که هنوز هم فروکش نکرده است، برخود فرض می‌دانم تا چند نکته را توضیح دهم و این مقوله را «برای همیشه» ببندم، چرا که مسائل به مراتب مهم‌تر از شجریان در روزمره کشور در جریان است که همه وظیفه داریم تا به آنان نیز بپردازیم
بنده به عنوان یکی‌ از لجن پراکنان و عضوی از خانواده بزرگ خس و خاشاک اعلام میدارم، نه خواهش می‌کنم، بلکه استدعا دارم که پرونده این بحث را نبندید. افکار بنده احتیاج شدیدی به تنویر دارد و از شما و کلیه پرونده بازان، خبر سازان، و رأی شماران خواهش می‌کنم که آن روی سکه این عنصر خود فروخته، مزدور و وطن فروش را را به ما گمراهان نشان دهید. بنده تا کنون نمیدانستم صدا و سیمای ما ۲۴ ساعته صدای کسی‌ را پخش می‌کند که مزدور بی‌ بی‌ سی‌ بوده، شکار میرفته، پسرش آواز میخوانده، و حتی خودش هم آواز میخوانده. از اینها همه بدتر از این راه پول در میاورده. این شخص طی‌ یک عملیات پیچیده برای مردم بم ۵ میلیارد تومان پول خرج کرده است. البته میتوانسته با این پول به جناب وزیر کشور کمک کند بلکه پرونده سیاهش پاک شود. راستی‌ جناب موزونی، وزیر کشور دولت نهم چقدر به مردم بم کمک کرده است. حالا نمیپرسم این همه پول را ظرف چند سال به جهت تصویر دلنشینش یا صدای زیبایش یا ... بدست آورده

پیشگوئی فرمودید که
من هیچ‌گاه چشم و گوش به ساسی‌مانکن و یا ام‌کلثوم نسپرده‌ام و در خصوص محصولاتشان نیز اظهارنظر نکرده و نمی‌کنم، اما شجریان، هم محبوبیت خود را از تازه‌کاری مانند ساسی‌مانکن پایین‌تر خواهد آورد و هم، قدر مسلم، غیرت ام‌کلثوم را در برابر دشمن آب و خاک کشور به خرج نداد
اینکه محبوبیت استاد با چه کسی‌ قابل مقایسه است هم از حدود اختیارات ظاهرا تام شما خارج است. بنده در عجبم که شما چگونه به خود جسارت میدهید در مورد میزان محبوبیت دو نفر (صرف نظر از اینکه چه کسانی هستند) قضاوت کنید؟ آیا این همان روشی‌ نیست که پیشتر تیم تبلیغاتی دولت نهم در نظر سنجیهای خود اعمال میکنند؟ جناب موزونی اینها توهمات است. خود را بر جای مردم نشاندن و برای آنان تصمیم گرفتن خیال پردازیست. بگذارید مردم خود تصمیم بگیرند. اینها قیم نمیخواهند. باور بفرمایید

در مورد دفاع مقدس فرمودید
آنانی که چند ترانه خوانده شده توسط شجریان را به رخ کشیدند، توجه دارند که به میان آتش و گلوله رفتن و از مرگ استقبال کردن، آنهم به تمنای روحیه دادن به سربازان وطن، تفاوت بسیار دارد با اینکه در سایه امن خانه و صدها کیلومتر دورتر از معرکه بنشینی و چه‌چه بزنی و مثلا حماسی بخوانی. کسی توقع نداشت تا شجریان نیز مانند برخی هنرمندان متعهد و غیور این مرز و بوم، اسلحه به دست بگیرد، اما این هنرمند به اصطلاح مردمی که ادعای وطن‌دوستی‌اش گوش فلک را کر کرده است چرا به میان جوانان شوریده حال خط مقدم جبهه‌ها نرفت و نخواند تا یادگاری دلیرانه از خویش به جای بگذارد؟ بگذریم از اینکه هیچ‌کدام از تولیدات مثلا حماسی شجریان در بلندگوهای جبهه‌های هشت سال دفاع مقدس، پخش نمی‌شد ونه اصولا مخاطبی داشت تا پخش شود، چرا؟ «چون او مردمی نبود
الف - دوستان شما با کسانی که در دفاع مقدس همه چیز خود را دادند چه کردند. کجا هستند آغاجری ها، جلایی پور ها، حجاریان ها؟ آیا جبهه رفتن حالا که به نفع شماست باید مقیاس داوری باشد؟
ب - اگر هم فرض بر این باشد، برادر حسین شریعتمداری کی در جبهه بود؟ قاضی مرتضوی چه میکرد؟ جناب کردان چه مدت مشغول جانبازی برای اسلام بود؟ راستی‌ مجاهدت‌ها و زندان رفتن های آیت الله مصباح را کسی‌ در زمان طاغوت به یاد دارد و یا جنگیدن ایشان و فرزندانشان در جبهه‌های نبرد با رژیم بعثی به خاطر کسی‌ مانده است؟ اگر بوده بفرمایید تا ما کوردلان توبه کنیم
ج - فرض بر این است که هنرمند با هنر خود به مشکلات جامعه پیرامونش بپردازد. لطفا اگر تا کنون فرصت نکرده اید آثار استاد را در دوران دفاع مقدس دوباره مرور کنید. شاید از تلخی‌ کامتان بکاهد

ادامه مطلب را در پست بعدی پی میگیرم. باز هم متاسفم از اینکه حب قدرت چشمان دوستانتان را چنان کور کرده که گوهر وجود استاد را درک نمیکنند.
قدر زر زرگر شناسد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر